پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره
رهامرهام6 سالگیت مبارک
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

پرهام و رهام

فوتبالیست کوچک من

 عزیز مامان ریحانه پا گذاشتن پاهاای کوچولوت به مدرسه فوتبال مبارک گل سرسبدم از اینکه به کلاس فوتبال میری خیلی ذوق زده هستی کاش میتونستم حس و حالت برات به یادگار بنویسم عزیزترینم همیشه از خدا خواستم که تو هر زمینه که خودت دوست داری پیشرفت کنی و به آرزوهای دلت برسی امیدوااااارم             عزیز مامان اول تابستون 96 به مدرسه فوتبال اومدی دقیقا چهارسال و نیم داری فسقل مامانی از همه دوستات کوچکتری ...
5 تير 1396

بهار 96

  خدای مهربونم شکرکه شوق مادر بودن را دروجودم نهادی ومرالایق دانستی تا نگهبان زیباترین فرشته تودراین دنیای خاکی گردم.توراباتموم وجود می ستایم که برمن ارزش نهادی تا لحظه های بسیار ناب را تجربه کنم.فرزندم، آرام جانم ،نور دیدگانم چندی است که عظمت توپروردگارم را هر لحظه برایم معنا میکند ومن بیشتر از همیشه به تومی اندیشم وبرخودمی بالم که بنده توام           ...
30 خرداد 1396

پرهام کربلایی میشود

عزیز کوچولوی کربلایی من 19فروردین ساعت 6عصر به همراه باباجون از طرف شلمچه به نجف حرکت کردیم سه روز در نجف و سه روز در کربلا و یه روز هم در سامرا و کاظمین سپری کردیم و 28 فروردین ساعت 4 صبح به شیراز بر گشتیم واقعا که عمر سفر کوتاه هست و مثل خواب و رویا گذشت       یا علی در باورم نمیگنجد که شب ولادتت من رو سیاه طلبیدی مثل خواب و رویا بود دیدن ضریح گل بارونت میلادت مبارک ای مشگل گشای عالم     مارا به جرم عاشقی دیوانه خواندند عشق علی در سینه را افسانه خواندند عشقم کشیده دیوانه باشم  بر شمع رخسار علی پروانه باشم ...
30 فروردين 1396

عید1396

سال 1396 خروس   ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال پرهام منو همیشه به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک دو وجبی مامان   هفت سین امسالمون     سبزه های هنر دست مامانی   چهارشنبه سوری   سیزده به در الهی مامان دورت بگرده که خیلی بهت خوش گذشت و تا تونستی آب بازی و گل بازی کردی   پرهامم بهار ثانیه به ثانیه می آید واینجا کسی هست که به اندازه شکوفه های بهاری برایت آرزوهای خوب دارد ...
14 فروردين 1396

تولد مامان ریحانه

  پرهام باورم نمیشه سال دیگه شمع30سالگی روی کیکم هست، چه زود گذشت نمیدونم الان  که داری این پست میخونی من چند سال دارم و یا در کنارت هستم یانه مهم اینه که این چند سالی که با تو وبابا محسن بودم با هیچ چیز عوض نمیکنم و بهترین روزای عمرم کنار شما سپری کردم  خوشحالم     یه تولد و یه سوپرایزه دیگه از طرف بابا محسن خونه ی  مامان بابای عزیزم واااااای تازه سید عصر یخبندان هم در تولدم شرکت داشت با دیدن کیکم خیلی خیلیییی شگفت زده شدم آخه من عاشق سید هستم   ...
3 بهمن 1395

تولد 4 سالگی

تولد و شب یلدات مبااااارک شازده کوچولوی 4ساله ی من     عزیز مامان شیرین عسلم سه سال برات تولد مفصل گرفتیم . امسال هم من و بابا تصمیم گرفتیم که یه تولد متفاوت برات بگیریم و حسابی سوپرایزت کنیم گل پسر ما عاشق دریا و هواپیما هست بنابراین تصمیم گرفتیم با تور هواپیما به کیش بریم تا شب یلدا و تولدگل پسری لب دریا باشیم   فرودگاه هستی گل پسرم دقیقه یه بار میپرسیدی چرا هواپیمامون نمیاد کلی دلت آب شده بود و کلافه خخخخ از بس که کم طاقتی قربونت برم زمانی هم که هواپیما سوار شدی میگفتی چرا نمیرسیم به دریا  29 آذر به کیش اومدیم و منتظر بودی ...
5 دی 1395